السيد الخميني

19

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

دنبالش . ايشان مسجد رفته بود و مشغول نماز بود و رفت عذرخواهى كرد . گفت من نيامدم - اين طور نقل مىكنند - در مسجد الّا اينكه براى تو طلب مغفرت كنم . « 1 » ببينيد چطور تربيت مىكند . يك همچو امرى چطور تربيت مىكند . يك كسى به خواجه نصير الدين « 2 » - رضوان اللَّه عليه - كاغذى مىگويند نوشته بود و مسائلى . و در ضمن او جسارت كرده بود به ايشان و اسم « كلب » روى ايشان گذاشته بود . ايشان جواب وقتى كه نوشتند - از قرارى كه نقل مىشود - مسائلى كه او اشكال داشت يكى يكى به طور حكيمانه دفع كرده بودند تا رسيده بود به اينجايى كه به ايشان گفته بود تو سگ هستى . ايشان گفته بود كه نه ، اوصاف و خواص و آثار من با اوصاف و خواص و آثار كلب دوتاست . كلب فلان صفت را دارد من آن صفت را ندارم ، من فلان صفت را دارم او ندارد . « 3 » حكيمانه اين طورى حل كرده بود قضيه را . خوب ، اگر خواجه هم يك كاغذ نوشته بود به اينكه نه ، تو سگى و پدرت هم سگ است ، فردا يك كاغذى دريافت مىكرد او سه تا چيز رويش گذاشته بود . وقتى ما بتوانيم با زبان نرم ، با نصيحت ، با قول سالم بدون نيش ، بدون اظهار غرض مردم را اصلاح كنيم ، دوستان خودمان را زياد كنيم ، براى خدا همين معنا باشد ، خوب ، چه داعى هست كه آدم با قلم خودش به ضد خودش عمل كند . خيليها خيال مىكنند كه اين حرفى كه من مىزنم ، ضد فلان است و سركوب مىشود فلان . لكن اول خودش سركوب مىشود . اينها توجهى به اين معنا ندارند . اول يك وقتى كه يك همچو شد كه ديدند قلم ، قلم آلوده است ، اين مورد نفرت واقع مىشود .

--> ( 1 ) - بحار الأنوار ، ج 42 ، ص 157 ( 2 ) - نصير الدين ابو جعفر محمد طوسى ( 673 - 595 هجرى ) معروف به خواجه نصير الدين از دانشمندان نامدار سدهء هفتم ، وزير هلاكوخان مغول بوده است . خواجه در علم هيئت ، هندسه ، ستاره‌شناسى ، منطق ، حكمت از استادان زمان خود بود نگارش 130 جلد كتاب و رساله ، ساختن رصدخانه در مراغه و گشودن كتابخانه‌اى با 400 هزار نسخه كتاب از كارهاى برجستهء اوست ، تحرير اصول هندسى اقليدس ، رسالهء عروض ، شرح اشارات ابن سينا ، تحرير مجسطى تجريد العقائد ، اوصاف الاشراف ، اخلاق ناصرى و . . . از آثار اوست ( 3 ) - الكُنى و الألقاب ، محدّث قمى ، ج 3 ، ص 252 . الوافى بالوفيات ، صفدى ، ج 1 ، ص 180 .